در روزهایی که عطر معنویت رمضان با رایحه سرخ شهادت درآمیخته، امت اسلام در سوگ لنگرگاهی نشسته است که حدود ۴۰ سال، کشتی طوفانزده منطقه را به ساحل عزت هدایت کرد. شهادت مظلومانه و حماسهگون رهبر حکیم انقلاب، حضرت آیتالله العظمی خامنهای(قدساللهنفسهالزکیه) به دست شقیترین و پلیدترین دشمنان بشریت و اسلام، اگرچه قلوب مؤمنان را لبریز از بغضی سنگین و چشمان را بارانی کرده است اما شکوه این عروج، گواهی بر حقانیت مسیری است که او تا آخرین قطره خون بر آن پای فشرد. ایشان نه تنها یک رهبر سیاسی، بلکه دیدهبانی تیزبین، فقیهی زمانشناس و عارفی مجاهد بودند که قامت بلند استکبار را در برابر اراده الهی ملتها به خاک مذلت نشاندند.
در ادامه با بهرهگیری از دیدگاههای عالم وارسته، آیتالله محمدجواد فاضل لنکرانی به تبیین دقیقتر مکتب فکری و سیره عملی آن شهید سرافراز در این روزگار پرحماسه خواهیم پرداخت.

تجلی فقه پویا در قامت رهبری زمانشناس و مقتدر
شهید بزرگوار ما، پیش از آنکه در مسند قدرت سیاسی شناخته شوند، قلهای رفیع در فقاهت و اجتهاد بودند. اما آنچه ایشان را از دیگران متمایز میساخت، عنصر زمانشناسی و درک دقیق اقتضائات عصر فتنه بود. ایشان مصداق عینی این کلام معصوم بودند که: «العالمُ بزَمانه لا تَهجُمُ عَلَیه اللَّوابسُ» (عالم به زمان خویش، مورد هجوم اشتباهات قرار نمیگیرد).
رهبر شهید، نمونه روشن و اعلای فقیه زمانشناس بودند که با تحلیل صحیح از اوضاع جهان اسلام، بهترین واکنشها را برمیگزیدند. سبک رهبری ایشان، تلفیقی اعجابانگیز از عقلانیت و معنویت بود؛ قدرتی که هرگز برای خودخواهی به کار نرفت، بلکه در خدمت عدل و رحمت جریان داشت. ایشان در برابر مستکبران، مصداق «أَشدَّاءُ عَلَی الْکُفَّار» و در میان امت و مظلومان، تجسم «رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ» (سوره فتح، ۲۹) بودند. صلابت ایشان در عبور دادن کشتی انقلاب از بحرانهای سهمگین، نه یک تاکتیک سیاسی، بلکه یک تکلیف الهی بود که با استواری در مسیر حق به ثمر نشست.
زهد حاکمانه و جامعیت علمی در مسیر هدایت بشریت
در دنیایی که قدرت با تجمل و دنیازدگی گره خورده است، امام خامنهای(ره) الگویی از «حاکم زاهد» را به جهان عرضه کردند. زهد ایشان نه به معنای انزوا، بلکه به معنای بیاعتنایی به زخارف دنیا برای اتخاذ تصمیمات شجاعانه بود. ایشان با سادهزیستی علوی، قلوب میلیونها انسان را فتح کردند. عبادت ایشان در اتصال دائمی به مبدأ هستی متجلی بود و همین روح نیایش، تدبیری بینظیر را در تصمیماتشان جاری میکرد. علاوه بر این، ایشان یک عالم جامعالاطراف بودند. ذهن دقیق و نکتهسنج ایشان، پدیدهها را نه در سطح، بلکه در لایههای عمیق فلسفی و الهی تحلیل میکرد. جامعیت ایشان در فقه، اصول، فلسفه، هنر و ادبیات، از ایشان شخصیتی ساخته بود که میتوانستند با هر قشری با زبان خودش سخن بگویند. ایشان با نگاهی فراتر از مرزهای جغرافیایی، نیازهای انسان معاصر را در مسیر اجتهاد مدنظر قرار میدادند و فقه را با منطق جهانی عدالت و کرامت انسانی پیوند زدند. آیه شریفه «الَّذینَ یُبَلغُونَ رسَالَات اللَّه وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إلَّا اللَّهَ» (سوره احزاب، ۳۹) بحق برازنده این روح بزرگ بود که جز از خدا نمیترسید و برای نجات انسان در دنیای مدرن، قرائتی عقلانی و رهاییبخش از دین عرضه کرد.
علمدار تبیین اندیشه امام(ره) و دلسوز خستگیناپذیر امت
بزرگترین هنر این شهید والامقام، صیانت از خط اصیل امام راحل(ره) و بسط آن در تراز یک تمدن جهانی بود. ایشان نه تنها مقلد امام، بلکه مبیّن و توسعهدهنده اندیشههای ایشان بودند. رهبر عزیز ما، اندیشه ولایت فقیه را از مرحله تئوری به یک عمل تمدنی رساندند و گفتمان مقاومت و استقلال را در جهان فراگیر کردند.
در کنار این نگاه کلان، آنچه قلبها را در این مصیبت به درد آورده، دلسوزی بیحد ایشان نسبت به امت بود. ایشان به واقع «أَبٌ رَحیم» برای ملت بودند. رنج یتیمان، درد مستضعفان و غم امت اسلام در اقصی نقاط جهان، جان مطهر ایشان را میگداخت. این احساس مسئولیت عمیق، ریشه در عشق حقیقی به مردم داشت؛ عشقی که زمینهساز هدایت عمیق ملت شد.
حاصل کلام آنکه، این مرجع شهید و مجاهد، تبلور روح اجتهاد، عقلانیت و عرفان در بستر مسئولیت اجتماعی بودند. اگرچه امروز جسم مطهر ایشان در میان ما نیست، اما خون پاکشان که به دست بدترین مردمان بر زمین ریخت، جوششی نوین در شریانهای مقاومت ایجاد خواهد کرد. شهادت، پاداش زیباترین زندگی خدامحور بود که خداوند به بنده برگزیدهاش عطا فرمود؛ «وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتلوا فی سَبیل اللَّه أَمواتًا بَل أَحیاءٌ عندَ رَبهم یُرزَقونَ» (سوره آلعمران، ۱۶۹). راهش پر رهرو و پرچم اقتداری که برافراشت، تا ظهور دولت یار، مستدام باد.





نظر شما